کتاب بازان

ان الحسین مصباح الهدی و السفینه النجاة

تولید ملی حمایت از کار و سرمایه ایرانی

نویسندگان
دختر شینا

نام کتاب: دختر شینا؛ خاطرات قدم خیر محمدی کنعان (همسر شهید حاج ستار ابراهیمی هژیر)
نویسنده: بهناز ضرابی زاده
ناشر: انتشارات سوره مهر؛ قیمت چاپ 46 ام 9000 تومان؛ 263 صفحه

  

اولین مطلبی که به قلم حقیر در این وبلاگ منتشر شده ، تاریخش شش تیر 92 خورده است؛ یعنی بیش از چهار سال است که در این وبلاگ قلم می زنم و معرفی کتاب می نویسم. راستش دل کندن از این محیط و رفیق چهار ساله کمی برایم سخت است، ولی تصمیم گرفته ام به نوبه خودم کرکره اینجا را پایین بکشم (این وبلاگ به غیر از بنده چند نویسنده دیگر هم دارد). کمی سخت است ولی بنا به دلایل شخصی به این تصمیم رسیده ام. چند وقت پیش خدمت دوستی بودم و صحبت کشیده شد به اینکه کسی کتاب نمی خواند؛ دوستم داشت کتابی از نشر نی، که از نمایش گاه کتاب امسال تهیه کرده بود را می خواند. من گفتم برای مثال بیایید یک نگاهی به تیراژ همین کتاب بکنیم. رقم تیراژ را که دیدم، آن هم از ناشر معتبری مثل نی، واقعا تعجب کردم. کمترین تیراژی که تا به حال خودم روی جلد کتاب دیده بودم، 700 نسخه بود؛ تیراژ کتاب مذکور رکورد شکست: فقط 250 نسخه.  خودتان 80000000 را تقسیم کنید بر 250 تا ببینید به ازای هر چند صد هزار نفر یک نسخه می شود.

 


 ان شاءالله همچنان کتاب خواهم خواند و معرفی هم خواهم نوشت ولی اینجا دیگر منتشر نخواهند شد؛ البته دیگر نویسندگان کتاب بازان ممکن است اینجا را بچرخانند ولی من کم کم از اینجا خواهم رفت(راستش کمی سختم است یک دفعه از اینجا جدا شوم).

اولین کتابی که بنده اینجا معرفی کردم، رمان سفر به گرای 270 درجه احمد دهقان بود. آخرین کتابی هم که دوست دارم از آن بگویم، کتابی است در همین حوزه که دیروز تمامش کردم؛ کتاب «دختر شینا» از خانم بهناز ضرابی زاده. کتاب روایت اول شخصی است از زبان خانم قدم خیر محمدی کنعان از همسر شهیدشان، شهید حاج ستار ابراهیمی هژیر از شهدای استان همدان. روایت خوب و یک دستی شده است کتاب و گوشه ای از سختی های همسران شهدای دفاع مقدس را تصویر می کند. نکته جالب ماجرا برای من این بود که این کتاب را حدود دو سال پیش خریده بودم. دو هفته پیش موقعی که تصمیم گرفتم بروم فیلم ویلایی ها را ببینم، آناً تصمیم گرفتم کتاب را هم با خودم ببرم و در مسیر مطالعه کنم. هر دو روایت در موضوع مشترک هستند؛ همسران شهدا و رزمندگان.

۲ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۸ تیر ۹۶ ، ۰۶:۰۵
احمد احمدی

مدتی است وبلاگ را به روز نکرده ام؛ کتاب های خوبی در دست مطالعه دارم، که به یاری خداوند تمام که شدند معرفی شان خواهم کرد.

فعلا این مقاله ارزشمند از استاد بزرگوارم جناب دکتر رزمی نیا را به طور جدی پیشنهاد می کنم مطالعه کنید. تجربیات ارزشمند یک استاد دانشگاه، که به قول ایشان گران بدست آمده اند و رایگان هدیه می شوند. باشد که استفاده کنیم.

این مقاله در نشریه ریاضی و جامعه به تاریخ تابستان 1395 چاپ شده است.

لطفا فایل کامل مقاله را از لینک زیر دریافت کنید:


http://math-sci.iranjournals.ir/article_20359.html


نوع مقاله: مقاله توصیفی

نویسنده

ابوالحسن رزمی نیا

دانشگاه خلیج فارس

چکیده

در این نوشتار برخی از تجربیات شخصی خودم را در قالب اندرزهایی به اندیشمندان و دانش‌گران جوانی نگاشته‌ام که قرار است به زودی به دنیای حرفه‌ای دانش قدم بگذارند. بسیاری از نکاتی از ظاهراً خیلی شُسته رُفته به نظر می‌آیند، در واقع ناشی از اشتباه‌های فراوان خودم بوده است که گران به دست آمده‌اند ولی ارزان در اختیار رهروان حقیقی مسیر دانش قرار می‌دهم؛ با این امید که هوای تجربه این اشتباه‌ها به سرشان نزند. منظور از دنیای حرفه‌ای دانش، همان فضای آکادمیک با همه لوازم و مخلفات آن است که رعایت قواعد آن بر همه اعضای آن فضا ضروری است. آشنا نبودن با اصول حرفه‌ای دنیای علم، که خود از مسائل خیلی جزئی تشکیل یافته لست، بعضاً به خطاها و اشتباهات جبران‌ناپذیری می‌انجامد که شاید ناخواسته رخ داده باشد ولی فرد را کیلومترها از مسیر صحیح دور می‌کند. از این رو نیاز دیدم برخی از نکات ظریف را که گمان می‌کنم احتیاج هر دانش‌جو و رهرو حقیقی دانش است را در این مقاله کوتاه بیاورم. این نوشتار تقریباً همان گفتاری است که در بین دانش‌جویان پردیس شهید رجایی (دانشگاه فرهنگیان) شیراز در تاریخ ۲۵ فروردین ۱۳۹۵ ارائه نموده‌ام.

کلیدواژه ها

دنیای حرفه ای دانش؛ اخلاق حرفه ای؛ تسلط بر مبانی زمینه تخصصی

۴ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ خرداد ۹۶ ، ۰۰:۱۰
احمد احمدی

پنجاه سال عبادت


بسم الله الرحمن الرحیم

نام کتاب: پنجاه سال عبادت

گردآورنده: گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی

قیمت چاپ 24 ام 6500 تومان؛ 232 صفحه


یادداشت میهمان: آقای حسین ابراهیمی

 

یک روز شاید خسته بشوی از این دنیا. یک روز شاید دیگر دوست نداشته باشی چشمت بیفتد به چشم مظاهر تکنولوژی و بخواهی برای خودت، توی دنیای خودت سیر کنی. یک روزی شاید بخواهی از بدی‌های و خوبی‌های این شهر خداحافظی بکنی اما نمی‌توانی. این زندگی برایت قید و بندهایی ساخته است. آن وقت می‌دانی چه بکنی؟ من پیشنهادی برایتان دارم؛ یک کتاب، کتابی که لازم نیست از ابتدایش شروع کنی و بروی تا انتها. کتابی که وقتی تمام شد، از دوباره خواندنش ملول نمی‌شوی: پنجاه سال عبادت، کاری از نشر امینان و به کوشش گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی: «چگونه می‌توانیم در شهرمان بمانیم و فقط درس بخوانیم. چگونه می‌توانیم درها را به روی خود ببندیم و چون موش در انبار کلمات کهنه کتاب لانه بگیریم!؟ کدام مسئله را حل می‌کنی!؟ برای کدام امتحان درس می‌خوانی!؟ به چه امید نفس می‌کشی!؟ (ص74)»

 

نفس را از سینه‌‌ی آدم رها می‌کند. واقعا برای چه توی این دنیا هستی؟ اندکی اندیشیده‌ای؟ شهید چمران به این‌ها اندیشیده، پاسخی درخور دارد: « عشق، هدف حیات و محرک زندگی من است. زیباتر از عشق چیزی ندیده‌ام و بالاتر از عشق چیزی نخواسته‌ام. عشق است که روح مرا به تموج وامی‌دارد. قلب مرا به جوش می‌آورد، استعدادهای نهفته‌ی مرا ظاهر می‌کند، مرا از خودخواهی و خودبینی می‌رهاند، دنیای دیگری حس می‌کنم، در عالم وجود محو می‌شوم، احساسی لطیف و قلبی حساس و دیده‌ای زیبابین پیدا می‌کنم. لرزش یک برگ، نور یک ستاره‌ی دور، موریانه‌ی کوچک، نسیم ملایم سحر، موج، دریا، غروب آفتاب، احساس و روح مرا می‌ربایند و از این عالم به دنیای دیگری می‌برند. این‌ها همه و همه از تجلیات عشق است. (ص49)»

 

اما انگار شهید باغانی دنیای دیگری را چشیده است: «این تو بودی که عاشق من بودی و مرا می‌کشاندی. اگر من عاشق تو بودم باید یکسره به دنبال تو می‌آمدم. ولیکن وقتی توجه می‌کنم می‌بینم گاهی اوقات در دام شیطان افتاده‌ام ولی باز به راه مستقیم آمده‌ام. حال می‌فهمم که این تو بودی که عاشق بنده‌ات بودی و هر گاه او صید شیطان شده تو دام شیطان را پاره کردی. هر شب به انتظار او نشستی تا بلکه یک شب او را ببینی! حالا می‌فهمم که تو عاشق صادق بنده‌ات هستی. بنده را چه که عاشق تو شود.(عنقا شکار کس نشود دام بازگیر)(ص29)»

 

این‌ها آدم‌های کوچکی نبوده‌اند. آدم‌هایی بوده‌اند که به اعتقاداتشان عمل کردند و اثر این عمل در سخنشان آشکار شده است. دیده‌اید بعضی از متن‌ها چه‌قدر بی‌روح و بی‌شوق است. اما از برخی از وصیت‌نامه‌ها و دلنوشته‌های کتاب پنجاه‌سال عبادت چه شوری در درون خود نهفته دارند، انگار از یک انسان زنده‌ی زنده آن را می‌شنوی: «خدایا این حسین تو چه کند؟! حسینی که شجاعت ندارد. حسینی که ایثار ندارد. حسینی که خضوع ندارد. حسینی که چیزی نمی‌داند. حسینی که خلوص ندارد. حسینی که در بند است. زندانی است، حسود است، خدایا حسینی که محرم راز تو نیست، حسینی که حلم و ظرفیت ندارد. تو خودت بگو به هر وسیله که می‌دانی بگو چه کنم!؟ آری، آری نمی‌دانم چه بگویم؟! یک عمر گناه. یک عمر ذلت. یک عمر نکبت. یک عمر دربه‌دری و پوچی و سرگردانی. خدایا خدایا چه کنم!؟(ص105)»

 

و البته این‌ها به امام‌شان اقتدا کرده‌اند و از همین رو این مقدار در خانه‌ی خداوند به خاک می‌افتند: «در این اوراق نظر کن: انظر الی ما قال و تنظر الی من قال، بدان که هیچ موجودی از موجودات از غیب عوالم جبروت و بالاتر و پایین‌تر چیزی ندارد و قدرتی و علمی و فضیلتی را دارا نیست و هرچه هست از او است که از ازل تا ابد زمام امور را به دست دارد و احد و صمد است. از این مخلوقات میان تهی پوچ، هیچ باکی نداشته باش و چشم امیدی هرگز به آن‌ها مبند که چشم داشتن به غیر او شرک است و باک از غیر او جل و علی کفر (ص23)»

 

اما انگار باید از این سفر به ملکوت بازگردی به همین دنیای کوچک و پر از تباهی:

خدایا! خوب می‌دانی آنچه را هم‌اکنون به قلم می‌آورم مدت‌های مدیدی است در درونم می‌گذرد!؟ چه باید کرد!؟ امور به کجا می‌انجامد!؟ چگونه است که با نام اسلام  و دزدی اسلامیت شعارهای مردم‌فریبِ خالی محتوا رواج پیدا می‌کند؟! و آن‌ها که مسئولیت جلوگیری از انحراف افکار را دارند ساکت می‌نشینند! و بعضا هم تأیید می‌کنند!؟(ص95)» و باید ساکت ننشینی. مانند شهدا مسئولیتی که به گردن توست انجام دهی-و این بسیار دشوار است- تا تو نیز به آنان ملحق شوی. ان شاءالله.

۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ ارديبهشت ۹۶ ، ۰۰:۴۶
احمد احمدی


نیایش های صحیفه سجادیه فوق العاده زیبا و مهم هستند. این کتاب عزیز به نظر مظلوم می آید و زیاد با آن آشنا نیستیم. کتابی که به نظر من در زمینه خداشناسی و عرفان خیلی قوی است. امام سجاد (ع) به زیبایی هر چه تمام تر نحوه درخواست از خداوند را، در نیایش های با موضوعات مختلف، از دعا برای پدر و مادر و دعا هنگام بیماری گرفته تا دعا برای توبه و ورود به ماه مبارک رمضان، به ما نشان داده است.
بخش هایی از نیایش سی و یکم صحیفه سجادیه ؛ در یادکرد توبه و درخواست آن  از ترجمه استاد گرمارودی در ادامه می آید.


«15 خدایا تو در کتابِ استوار خویش فرموده ای که توبه را از بندگانت می پذیری و از گناهان در می گذری و توبه کنندگان را دوست می داری؛ پس چنان که وعده کرده ای، توبۀ مرا بپذیر و چنان که ضمانت فرموده ای، از بدی های من درگذر و چنان که شرط کرده ای، دوست داری خود را شامل حال من گردان.
16 و شرط من هم با تو این است که به کاری که تو نمی پسندی، باز نگردم و ضمانتم اینکه به آنچه نزد تو نکوهیده است، بازگشت نکنم و تعهّدم اینکه از همه نافرمانی ها نسبت به تو، دست بردارم.
17بار خدایا! تو به آنچه من کرده ام، داناتری، پس، از آنجه می دانی، در گذر و مرا با قدرتِ خود به سوی آنچه تو دوست می داری، بازگردان.
20 بار خدایا! من از اینکه چون بنده ای باشم که به درگاه تو، توبه می کند و در علم غیب تو آمده  است که توبۀ خود را می شکند و به گناه و خطای خویش بازمی گردد؛ به تو پناه می برم؛ پس، این توبۀ مرا، توبه ای گردان که پس از آن، به توبه کردن نیاز پیدا نکنم؛ توبه ای عطا کن که گناهان پیشین مرا از میان بردارد و مرا از گناه در بازمانده زندگی، سلامت بدارد.»

۱ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ ارديبهشت ۹۶ ، ۰۲:۱۶
احمد احمدی

لحظه های انقلاب


 

خواندن کتاب لجظه های انقلاب به دو دلیل طولانی شد. یکی این بود که گاهی این قدر کتاب دوست داشتنی می شد که دوست نداشتم تمامش کنم و دیگری هم بماند برای خودم!!!

قبلا هم اینجا از کتاب لحظه های انقلاب گفته ام. فقط به اضافه کردن یک توضیح و یک برش کوتاه از این کتاب ارزشمند بسنده می کنم. توضیح اینکه من قطعا همه اسناد و خاطرات روزهای پاییز و زمستان پنجاه و هفت را نخوانده ام، ولی باورم این است که خواندن یادداشت های روزانه محمود گلابدره ایِ نویسنده، که تمام این مدت را در تهران و کرج لا به لای مردم تظاهرات کننده و درگیر بین خون و گلوله و چریک و انقلابی و شهید و مادران و پدران فرزند از دست داده بوده است، برای هر محقق و پژوهنده تاریخ انقلاب اسلامی و بلکه برای هر ایرانی دوست دار و یا منتقد جدی انقلاب اسلامی لازم است؛ حیف است این اسناد ارزشمند، ناخوانده رها شوند و چه کار ارزشمند و به جایی کرده است نشر معارف که این کتاب را باز نشر و توزیع گسترده کرده است.

 

در روزهایی که به پیشواز بهار می رویم، این برش کوتاه از کتاب که مربوط به یک روز بعد از این بهارِ در زمستان، یعنی ۲۳ بهمن ۵۷ است را به شما هدیه می کنم:

انگار طفلی که روز هفده شهریور، در میدان ژاله بر خشت خراب و خونی خیابان افتاده بود وحالا درست تا امروز که دوشنبه، 23 بهمن است،  پنج ماه و شش روز از تولدش می گذرد؛ «نازک آرای تن ساق گلی»ست «که به جانش کشتم و به جان دادمش آب»؛ همین ژ3 ایست که بر گرده ام نشسته و این گور و آن گورش می کشم.

دستۀ بچه ها را دیدم که شعار می دادند و شعر می خواندند:

ایران ایران ایران

ایران ایران ایران

پیمان [پسر خردسال نویسنده] توی دسته بود. جدا شد و آمد. دسته هم آمد. همه شان دختر و پسرهای ده دوازده ساله بودند. دورم جمع شدند. همه، چشمشان به اسلحه بود. نمی دانم چه شد که ضامن را زدم و خشاب را برداشتم و اسلحه را دادم به دست پیمان و گفتم: «بیا بگیر، تازه اول بسم الله ست، برو بابا، برو.»

پیمان دودستی اسلحه را بالای سر گرفت و دوید. بچه ها حالا مطمئن و مصمم فریاد می زدند: «بعد از شاه نوبت امریکاست» و می دویدند.

۲ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ اسفند ۹۵ ، ۰۲:۵۵
احمد احمدی

نیمه های سال نود و پنج تصمیم گرفتم کتاب خواندن را برای مدتی متوقف کنم، تا به نتیجه ای برسم؛ نتیجه مطلوب از این طریق حاصل نشد و دوباره برگشتم نقطه اول!

مثل سال گذشته شما را دعوت می کنیم که برای ما از بهترین کتاب هایی که در سال نود و پنج خوانده اید بگویید. از بین کتاب هایی که در سال نود و پنج خواندم، کتاب های زیر منتخب های من هستند:

 مکتب در فرآیند تکامل

مکتب در فرایند تکامل (حسین مدرسی طباطبایی؛ کتابی خاص در حوزه تاریخ تشیع. مطمئن باشید بعد از مطالعه این کتاب جور دیگری به مذهب عزیز تشیع نگاه خواهید کرد)

 کلبه عمو تم

کلبه عمو تام (که معرف حضورتان هست)

مهتاب خین 

مهتاب خین (کتابی مهم در حوزه دفاع مقدس؛ خواندنش برای کسانی که دوست دارند از جنگ و احمد متوسلیان و حسن باقری و ... و اتفاقات مهم دوران دفاع مقدس تا شب پایان عملیات آزاد سازی خرمشهر بدونند ضروری است)

 

ملاقات در شب آفتابی (کتابی بسیار خواندنی درباره زندگی دو جانباز، با زبانی طنز به قلم علی مؤذنی)

 گمشده من

گمشده من (مصاحبه ای پیاده شده از جناب محسن رضایی، درباره نقش کلیدی شهید علی حاتمی در دوران دفاع مقدس و به ویژه عملیات والفجر هشت)

 

و یک کتاب کاری ارزشمند در حوزه کاری- شغلی: Lessons In Industrial Instrumentation یا همان LIII

۲ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ اسفند ۹۵ ، ۰۸:۵۲
احمد احمدی

کلبه عمو تم

بسم الله الرحمن الرحیم

نام کتاب: کلبه عموتم

نویسنده: هریت بیچر استو؛ مترجم: منیر جزنی

ناشر: انتشارات امیرکبیر؛ قیمت قطع جیبی به چاپ سال 1392، 10000 تومان؛ 704 صفحه

 

تاریخ علم شیرینی است؛ و از آنجا که «علم» است، لاجرم باید عالمانه با آن برخورد داشت. روایت و سرگذشت اقوام و ملل و حکومت های مختلف در طول تاریخ هر چند می تواند قصه باشد (البته قصه ای است واقعی)؛ ولی این تاریخ وقتی برای یک جامعه نافع خواهد بود که آن جامعه نگاهی عالمانه به تطورات تاریخی داشته باشد. پس مهم است که چه کسی این نگاه عالمانه را تدوین یا تعریف می کند؛ به بیانی دیگر چه کسی این تاریخ را می نویسد (روایت می کند) و وی با چه رویکردی تاریخ را روایت می کند و از نوع این رویکرد و خروجی است که می توان در باب مفید بودن شناخت تاریخ جوامع سخن گفت (توی پرانتز بگویم که بنگرید که چه حجم عظیمی از تاریخ ما توسط مورخان غربی و به طور خاص مورخان دلسوز و فهیم انگلیسی تألیف شده است.).

رمان «کلبه عمو تم» برشی است کوتاه، از تاریخ ایالات متحده. رمانی که در سال 1850 میلادی نگاشته شده است و روایت می کند گوشه ای از مصائب سیاه پوستان در این کشور را. کتاب را باید بخوانید و چندین جا اشک بریزید از آنچه بر سر این انسان ها آورده اند، تا کمی درک کنید تاریخ سبعانه این قوم را؛ که هنوز که هنوز است، بعد از حدود پانصد سال، دست از سر بشریت برنداشته است. در قرن هجده و نوزده، علناً با انسان ها به سان یک کالا برای نفع شخصی استفاده می کرد (منظورم از کالا چیزی مثل دستمال آشپزخانه، صندلی، کلنگ، لپ تاپ و ... است) و امروز در قرن بیست و یکم هم به منافقانه ترین شکل ممکن، در پوشش هایی جذاب و فریبنده، چنگال مرگ آور و ظلمانی خود را بر سر ابنا بشر نگه داشته است.

صحنه هایی از کتاب را (که نویسنده می گوید فراوان این تصاویر و صحنه ها را به رأی العین دیده یا از منابع موثق شنیده) که می بینید، حیرت می کنید از این قوم. پیرزن فرتوتی که از بس حمّالی کرده است و پیر و لرزان شده است را به عنوان چیزی که ما از آن به عنوان اشانتیون یاد می کنیم، روی یک کالای دیگر(مثلاً یک برده جوان) به فروش می رسانند و چه دردناک و اشک آور است وقتی تقلاهای این پیرزن و کودک کم سالش را می خوانی که آرزو می کنند هر دوی آنها توسط یک ارباب خریداری شوند که کودک کمک حالی برای مادر پیرش باشد. این جنایات را ببینید و مقایسه کنید با جنایاتی که در قرن بیست و بیست و یکم این ایالات متحده سیاه مرتکب شده و می شود؛ آیا تغییری در مشی این سیستم مشاهده می کنید؟ آیا به یاد دارید این قوم از گذشته سیاه خود گاهی توبه کرده باشد؟ رفتارها همان رفتار است، بلکه سبعانه تر و در مقیاس های گسترده تر، ولی این بار منافقانه و مزورانه با روپوش هایی جذاب به نام مبارزه با تروریسم و سلاح کشتار جمعی و یا حقوق بشر. چه فراوان اند مادران پیری که داغ فرزندان کم سالشان را در ایران، عراق، افغانستان، شیلی، ویتنام و اقصی نقاط عالم از این شیطان مجسم دیده اند(شیطان مجسم، یعنی شیطانی که جسمانی شده است. شیطانی که در قالب ترومن ها و جرج بوش ها جسمانی شده است).

واقعا حیرانم از این دوستان؛ دوستان شبه روشن فکر (واقعا عنوان شبه روشن فکر هم برای این ادا در آوران کافه نشین زیادی است) که دل به این شیطان بسته اند. عزیز! بزرگوار! اگر حال نداری تاریخ بخوانی حداقل رمان بخوان؛ رمان بخوان و ببین این دوستان مؤدبی که مدام باهاشان Shake می کنی (به عنوان صاحبان یک حکومت) تغییری در رویکرد ظالمانه شان ایجاد شده است؛ که اکنون به آنها دل بسته ای. البته تغییر کرده اند؛ قرن نوزده علناً سیاهان را کالا وار مورد تجاوز قرار می دهند ولی در قرن بیست و یک با روکشی جذاب این جنایات را ادامه می دهند. در قرن نوزده کنگره و کلیسایشان خرید و فروش سیاهان را مشروع می کرد و در قرن بیست و یک، سازمان های مضحک بین المللی خود ساخته شان.

معرفی کلبه عموتم هم طولانی شد و هم کمی سیاست زده؛ ولی کاش دوستان دیپلمات مان کمی هم تاریخ می خواندند (البته همان به که تاریخ خواندن را بی خیال شوند؛ وقتی طرف از حادثه عاشورا درس مذاکره استخراج می کند، همان بهتر که تاریخ نخواند. به یاد دیالوگی از شاهکار میرباقری، سریال امام علی (ع) افتادم، شاید بی ربط باشد ولی دیالوگی است جذاب: به قول محمدبن ابی بکر در سریال امام علی (ع) بنی امیه وارونه التماس می کنند).

۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ اسفند ۹۵ ، ۱۴:۵۷
احمد احمدی

لحظه های انقلاب

بسم الله الرحمن الرحیم

نام کتاب: لحظه های انقلاب

نویسنده: سیدمحمود گلابدره ای

ناشر: کتاب را هم عصر داستان و هم نشر معارف چاپ  کرده اند. 456 صفحه

محمود گلابدره ای انسان خاصی بوده است. با کمی جست و جو در اینترنت متوجه این نکته خواهید شد. شاگرد و دوست جلال آل احمد که در لندن ادبیات انگلیسی خوانده است و ده سال پیاده تمام آمریکا را گشته است و با بعضی از نویسندگان آمریکایی هم نشین بوده است. ان شاءالله سعی می کنم اینجا یکی از کتاب های خاص وی (این اطلاعات به نقل ازwww.bookroom.ir است)، لحظه های انقلاب را تا حدودی معرفی کنم

کتاب لحظه های انقلاب زنده یاد محمود گلابدره ای،کتاب مهم و قابل توجه ای است در زمینه تاریخ نگاری انقلاب. این کتاب منبعی ارزشمند است که به صورت میدانی و روزنوشت، شرح داده است اتفاقاتی را که در روزهای پاییز و زمستان پنجاه و هفت در خیابان های تهران رخ داده اند. وجه اهمیت مهم کتاب این است که گلابدره ای خود در وسط خیابان و گاهی جلوی گلوله بوده است. گاهی خود را در محاصره ارتشی ها می بیند و کار خود را تمام شده می داند، که با ترفندی یا معجزه ای نجات پیدا می کند، گاهی سرباز اسلحه بدست را با مظلوم نمایی می فریبد،گاهی ساختمان نیمه کاره ای مفری می شود برای او و دیگر به خیابان آمدگان و گاهی هم که گلوله می آید و پر پر می کند یکی از همراهان او را. گلابدره ای در این کتاب شرح می دهد کارکرد مهم مسجد در وقایع منجر به پیروزی انقلاب را و همین طور نقش بیداری و آگاهی مردم را در به ثمر رسیدن نهضت را تحلیل می کند. این اثر مهم، برای همه پژوهندگان تاریخ انقلاب اسلامی، خصوصا آنها که می خواهند تحلیلی، این تاریخ را بررسی کنند، منبعی ارزنده و قابل استناد است؛ پر از اطلاعات ناب و گاهی هم تحلیل های هوشمندانه.

 

این خاطرات به صورت روزنوشت هستند؛ یکی از روزهای مهم انقلاب و تبعا این کتاب، بیست و شش دی ماه پنجاه و هفت، روز خروج شاه از کشور است، که شرح اتفاقاتی که در این این روز جناب گلابدره ای با چشم خود در خیابان های تهران، از مرکز تا شمال شهر می بیند، و همین طور تحلیل هایش، جالب هستند. سعی می کنیم بخش هایی از مشاهدات جناب محمود گلابدره ای، این بچه شمیران را، از این طریق منتشر کنیم.

۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ بهمن ۹۵ ، ۲۱:۴۴
احمد احمدی

مهتاب خین


بسم الله الرحمن الرحیم
نام کتاب: مهتاب خین

روایت فرمانده بسیجی [شهید]حسین همدانی از انقلاب، کردستان و دفاع مقدس

مصاحبه و نگارش: حسین بهزاد


من کتاب های زیادی در حوزه دفاع مقدس نخوانده ام؛ بیشتر آن هایی را هم که خوانده ام، همین جا معرفی کرده ام؛ ولی کتابی که اکنون بنا دارم از آن بگویم، کلاً متفاوت است با کتاب هایی که تا این لحظه من در این حوزه خوانده ام. «مهتاب خیّن» از نظر من، در حوزه تاریخ نگاری دفاع مقدس کتاب مهم و شاخصی است. به تعبیر دقیق تر در حوزه هایی که شهید بزرگ مان، حاج حسین همدانی –که سال گذشته در سوریه به شهادت رسیدند-در آن ها حضور داشته اند و در اینجا روایت کرده اند. مثل اتفاقات روزهای ابتدایی جنگ در قصر شیرین و گیلان غرب، جبهه سرپل ذهاب و عملیات مطلع الفجر و حماسه تنگ کورک، عملیات های بزرگ فتح المبین و الی بیت المقدس. اطلاعات این کتاب، ناب، دقیق و مهم هستند. وجه مشخصه دیگر این کتاب تلألو و درخشندگی خیره کننده یک فرمانده عجیب است؛ شهید حسن باقری. کتاب را بخوانید تا متحیر شوید از نبوغ عجیب و باور نکردنی این فرمانده کبیر که در بهمن 61، قبل از بیست و هفت ساله شدن، به شهادت رسیده است. خود حاج حسین همدانی اذعان می کند که مثل او را دیگر ندیده است. نبوغ و طراحی های عملیات ها و همین طور پیش بینی های دقیق و تأکید خارق العاده اش بر شناسایی از مشخصات عملیاتی این فرمانده بزرگ است؛ کتاب درباره شهید باقری نیست، و محوریت کتاب هم ایشان نیست، ولی خب، ستاره ای است که در کتاب می درخشد؛ شهید حسن باقری.
از دیگر شخصیت های مهمی که در حین روایت تاریخ دفاع مقدس در این کتاب ار آن ها فراوان یاد می شود، و اطلاعات دقیق و موثقی درباره آن ها می بینیم حاج احمد متوسلیان و شهید محمود شهبازی است. یکی از نکات جالبی که هم درباره حاج احمد متوسلیان (فرمانده سپاه مریوان و فرمانده تیپ 27 محمد رسول الله) و هم حاج محمود شهبازی (فرمانده سپاه همدان و قائم مقام تیپ 27 محمد رسول الله در عملیات فتح المبین و همین طور فرمانده محور سلمان در عملیات الی بیت المقدس) وجود دارد کتاب خوانی و مطالعه عمیق این دو بزرگوار و تسلط ایشان بر مبانی دینی و جریان منحرف غالب آن ایام (مارکسیسم)است.
کتاب خواندنی بسیار دارد. از بی تدبیری و نفهمی های بنی صدریون در سال های ابتدایی انقلاب، از مذاکرات حماقت آمیز هیأت اعزامی توسط دولت موقت با شورشیانی که به اسم مردم کردستان دست به جنایت می زدند (حقیقتاً حین خواندن این بخش از کتاب یاد مذاکرات منجرِ به برجام افتادم) تا مقاومت دلیرانه مردم گیلان غرب و جلوگیری از سقوط این شهر در روزهای آغازین جنگ (که از این مقاومت بزرگ کمتر شنیده ایم) و همچنین مقاومت جانانه حاج حسین همدانی و دلاوران سپاه همدان در سرپل ذهاب که مانع از سقوط این شهر شد؛ از جمله خواندنی های این کتاب شاخص هستند.
حرف آخر اینکه مهتاب خیّن در حوزه دفاع مقدس کتاب مهم و شاخصی است؛ خواندن آن را به تمام مشتاقان این حوزه توصیه می کنم. قطعا اگر کسی بخواهد در این حوزه پژوهشی انجام دهد، محتاج بعضی از اطلاعات دقیق و منحصر به فرد این کتاب است.
درود خداوند بر حاج محمود شهبازی، حاج حسین همدانی، حاج احمد متوسلیان، حسن باقری و همه شهیدان این انقلاب عزیز اسلامی.


۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ بهمن ۹۵ ، ۱۵:۲۳
احمد احمدی

وبلاگ کتاب بازان چند نویسنده اصلی و چند نویسنده مهمان دارد. بنا به دلیلی یکی از نویسندگان اصلی مدتی است کتاب نخوانده است و چون راهبرد اصلی ما معرفی کتاب های خوبی است که خودمان می خوانیم، تبعا وبلاگ به روز نشده است. آن نویسنده تصمیم گرفته است که دوباره کتاب بخواند!!!

 

به یاری خداوند دوباره به روز خواهیم شد.

منتظر معرفی های جدیدمان باشید

 

راستی در تلگرام (یا همان فضای مجازی تر! هم هستیم @ketabbazan_ir  که آنجا کمی خودمانی تر و غیر رسمی هستیم)


و راستی تر اینکه ممنون از عزیزانی که در این مدت مدیدی که به روز نبودیم همچنان به ما سر می زدند.

۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ بهمن ۹۵ ، ۰۴:۰۹
احمد احمدی